قهرمان ميرزا عين السلطنه

467

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بسيار خوبى به كوه و صحرا دارد مىنشينم . افسوس كه اين قلعه خراب است . در هر سمت سه چهار برج داشت كه هريك به سمتى چشم‌انداز داشته‌اند . جز اين يكى تماما خراب شده . باغات سبز و خرم شده . اين برج به سمت جنوب است . يك اطاق هم بالاى اين اطاق است . ميرزا على خان منشى آنجا مىنشيند . بزرگى و آبادى شهر همين سمت است . تمام خانه‌ها زير اين برج اتفاق افتاده . در اول خانه‌هاى يهوديها است . از آن گذشته به خانه‌هاى مسلم مىرسد . يهوديها عيد دارند و تمام لباسهاى قرمز پوشيده مشغول عيش هستند . تمام اهل اين بلد ميل زيادى به لباس گلى دارند . هرچه چيت گلى و « شله » از فرنگ بيايد گويا در اين شهر فروش برود . آنقدر مىپوشند . رنگ ديگر خيلى كم ديده مىشود . زنها « پيچه » در عوض « روبند » مىزنند يا « چادرشب » به سر مىكنند . مختصر خوبى و تماشاى اين برج [ را ] هيچ عمارتى ندارد . هرچه نويسم كم است . باغات مثل پارچه زمردى شده و تقريبا نيم فرسنگ بيش عرض باغات است . تا غروب در اين برج هستم . مغرب به اطاق پنج‌درى در حياط بزرگ مىروم و تا شش و هفت از شب گذشته آنجا هستم . اغلب علماء تشريف مىآورند . « عرض دادى » نيست . زياده چه بنويسم . تعمير قلعه از محل بقايا جمعه 24 رمضان - چهار به غروب مانده بيدار شدم . شبانه‌روز باد مىآيد . آنى ساكت نمىشود . خصوصا در اين بلندى كه قلعه واقع شده متصل طوفان است . صدمهء زياد مىزند . از همدان بيشتر باد مىآيد . حضرت اجل آقاى امين السلطان چون مكرر نوشته بوديم از آن هفت‌صد تومان كه خرج تعمير جهت قلعه التفات شده بود جزئى مصرف رسيده حكم التفات فرموده بودند از بقاياى محمد تقى خان گرفته مابقى را خرج تعمير كنم . چهار صد تومان از هفتصد تومان خرج نشده و جزو منافع حكومتى محسوب شده است . در تهيهء وصول بقايا و تعمير هستيم . اما به اين جزئيات آباد نخواهد شد . دو سه هزار تومان بيش مخارج دارد . جزئى تعميرى به اين مبلغ خواهد شد تا اعليحضرت تشريف بياورند چه امر فرمايند . ساعت سه تعزيهء جناب مولوى وعده داشتم . خانهء خودشان مكانى نداشتند جلوى خانه‌هاى حاجى احمد امين التجار تعزيه مى - خوانند و در بالاخانه‌هاى حاجى احمد مىنشينند . خود حاجى احمد هم وعده گرفته بود رفتيم . تعزيه‌خوانهاى خوب دارد ليكن اسباب هيچ ندارند . بچه‌خوان خوب دارد . سابقا يك شب آمده بودند . يكى كه بسيار خوب مىخواند اسمش قربانى است . در نهاوند آوازخوان بسيار است . جناب وزير و اميرزاده پاشا خان بودند . دو ساعت از شب رفته به قلعه مراجعت شد . سركار عماد السلطنه دستخط فرموده بودند روز يكشنبه اورزمان [ مىروم ] عصر دوشنبه نهاوند خواهم آمد . قدغن فرموده بودند مردم را صدمه نزده خبر نكنم جنجال فراهم نيايد . اگرچه بر خلاف معمول است ليكن اطاعت كردم . خداداد خان هنوز نيامده . آقاى عماد السلطنه اجازه التفات فرمودند كه مابقى قيمت تفنگ را داده و برايشان بخرم . از قرارى كه خداداد خان نوشته بود تفنگ تعريفى است . انشاء الله